صابر طباطبائی یزدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ صابر طباطبائی یزدی
آرشیو وبلاگ
      شهید در آئینه اسلام ()
کودک صحرا نویسنده: صابر طباطبائی یزدی - یکشنبه ۱۳ آذر ،۱۳٩٠

کوچکترین شهید کربلا، داشت جان میداد، از تشنگی. داشت جون میداد. تیر سه شعبه نمی خواست... امام حسین هم معلم تاریخه و حجت ها را برای ما تمام کرد تا جنون و کینه ی دشمن به حضرت علی را نشان دهد. چون اینها با حق و عدالت علی مخالف بودند و  کینه ها بر دل گرفته بودند

گهواره ی خالی و پژواک صدایت. دارد هلاکم می کند آهنگ این غم.

برای ما باید عبرت باشد عزیزان. هیچ اهلی از اهل حق نیستند مگر اینکه پیر و جوان و کودک شان بخاطر اسلام حاضرند همه ی خانواده ی خود را و جان خود را تقدیم حق کنند. اما برعکسش صادق نیست. یعنی هر کسی جان داد و بچه داد نشانی حق بودن او نیست. و همه ی پیچیدگی همینجاست.

عبرت و درس گرفتن تلاش می خواهد و من و تو که میخواهیم بیاموزیم باید خود تلاش کنیم تا بفهمیم. عزیزانم. همه چیز را حاضر و آماده نمیتوان به دست آورد. جواب خیلی از سوالات و پرسش های ذهن تو باید به دست خودت حل شوند.

همین بس که تو معلم خودت باشی رو جواب سوالاتت را با تفکر و تحقیق بدست بیاوری، ضمانت عاقبت بخیری توست. هیچ کس و هیچ چیز عاقبت بخیری کسی را نمی تواند تضمین کند. تنها من و تو باید تلاش کنیم تا اراده و ایمان و یقین را در خود روز بروز تقویت کنیم.


ادامه مطلب ...
  نظرات ()
وصال معشوقه و وصال معشوق نویسنده: صابر طباطبائی یزدی - شنبه ۱٢ شهریور ،۱۳٩٠

شهید واقعا مقام عجیبی داره. ما هیچی نمی دونیم. من که خودم هم مینویسم برای همسرم و برادرم و دخترم و فرزندانم و نوه هام مینویسم که شاید مسائل و تاثیرات خونی و ژنی اثری بگذاره. ( شما هم بنویسید)

علاقه ی اونها به پدر بزرگشون شاید باعث بشه که ساختار های ذهنی ای از دین در ذهنشون شکل بگیره که کمی تاثیر گذار باشه. ( من که خیلی دوست داشتم نوشته های پدر بزرگم رو بخونم)

شهید در طول زندگی اش با اون اصل قرآنی که هر کسی به اندازه ی ظرفیت اش امتحان میشه و خیلی خوب میتونه موفق و سربلند باشه.

همین امتحانا شهید رو به مقام قرب به خدا میرسونه. و وصال معشوق رو رقم میزنه.

  نظرات ()
وصیت نامه ی شهید امیر حاج امینی نویسنده: صابر طباطبائی یزدی - جمعه ٢۸ امرداد ،۱۳٩٠

سلام بر خدا و شهیدان خدا و بندگان پاک و مخلص او؛

بعد از مدتها کشمکش درونی که هنوز هم آزارم می دهد،برای رهایی از این زجر به این نتیجه رسیدم،و آن در این جمله خلاصه می شaود:

(خدایا عاشقم کن)...

از اینکه بنده بد و گناهکار خدایم سخت شرمنده ام،و وقتی یاد گناهانم می افتم آرزوی مرگ میکنم،ولی باز چاره ام نمی شود. به راستی که (ان الانسان لفی خسر)

هیچ برگ برنده ای ندارم که رو کنم،جز اینکه دلم را به دو چیز خوش کرده ام: اول اینکه با این همه گناه،او

: حاضر به تحمل هر رنجی می شوم؛

بله!به این دو چیز دل خوش کرده ام.

پس ای پروردگار من...اگر دوستم داری که مرا به اینجا آورده ای پس مرا به آرزویم که...برسان!

و یا به این خاطر که نمی توانم باعث رنجش کسی شوم،بیا و مرا مرنجان و خوشنودم کن و مرا با خودت...!

دنیا برای ضعیف نفسان یک گرداب هلاکت است،اگر لحظه ای به خودمان واگذارده شویم،وای برما که دیگرنابودیمان حتمی است.خوشا آن کس که به یاری او در این گرداب هلاک نگردد!

ای حسین...

ای مظلوم کربلا...،


ادامه مطلب ...
  نظرات ()
تبعیض بین شهدا؟ یا احتیاط که شرط عقل است؟ نویسنده: صابر طباطبائی یزدی - سه‌شنبه ۱۸ امرداد ،۱۳٩٠

می پرسید که چرا در رسانه ها ،فقط از شهدایی که مدار انسانیت و تقوی را کامل کردند سخن می گویید؟

همه ی شهدا برای ما عزیزند. اما اگر آنانی که گناه کردند را نام ببریم، آسیب هایی دارد:

اول اینکه امید واری احمقانه برای بعضی که گرفتار گناهند ایجاد می شود

دوم اینکه غیبت پشت سر شهید می شود که شاید اون راضی نباشد که ما گناهانی که کرده را ذکر کنیم.

شما لطفا به من بگو که کجای این استدلال غلط است؟

  نظرات ()
اگر ما لیافت شهادت داشتیم ... نویسنده: صابر طباطبائی یزدی - دوشنبه ۱٩ امرداد ،۱۳۸۸

عده ای زمان خمینی کبیر لیاقت شهادت را در خود رشد دادند و شهادت به سراغشان آمد

آنها در نبرد آخرالزمانی خویش با همه ی جنود کفر به پا خواستند.

ما هم اگر لیاقت شهادت داشتیم شهادت به دنبال ما می آمد

بهترین کار این است که خود را آماده کنیم.غفلت نکنیم از تربیت نفس.

کتاب جنود عقل و جهل را بخوانیم و بدانیم که اینها عده ای از جنود عقل هستند ذکر شده و بقیه را همه ی ما می دانیم.

پس وقتی علم ما کامل شد نوبت عمل است. که مشکل است اما ممکن.

  نظرات ()
سربازی نویسنده: صابر طباطبائی یزدی - دوشنبه ۱٥ مهر ،۱۳۸٧
بعد از دانشگاه یا قبل از کار. بعد از دیپلم یا قبل از درگیری های روزمره. در اولین وحله ی زندگی. از خودم می پرسم که خدایا چرا جوون ها در اولین تجربه ی زندگی شون سختی می کشند. بالاخره مجبور می شوند که بروند سربازی. چه با اجبار چه ناچاری. دو سال عمرشون رو از عزیز ترین سال های عمرشون باید بیگاری بکشند. باید مقاوم بشند. چون دفاع یه چیز معقولیه. توی این جنگل اگه بخوای زندگی کنی باید از خودت دفاع کنی تا زیر پای حیوون های دنیا پرست له نشی. پس همه باید آماده باشند. همه ی قشر ها. همه باید تفنگ به دست گرفتن رو بدونند. دفاع از ناموس و مملکت و مردم. اما تاحالا فکر کردی که سربازی نشسته باشه و با خودش خلوت کرده باشه و به این نتیجه رسیده باشه که بقیه ی عمرش هم سرباز باشه و حتی تفنگش هم مال خودش نباشه. جایی که می خوابه هم مال خوش نیست. دنبال جمع کردن نیست. دنبال وظیفه و خدمت هست. به فکر جمع کردن مال و منال و خونه و ماشین و قسط نیست. شاید با ماهی 20 هزار تومن زندگی می کنه. اما همین آدم میاد و توی جامعه به 500 تومن هم راضی نیست و اون هم به درک. حاضره برای یه پراید دو میلیونی 7 میلیون وام عوضش بده. اما حاضر نیست به همین اندازه انفاق کنه. از انسان در عجبم. که می گه و عظمت گفته رو هم درک می کنه و نمی تونه عمل کنه. خدایا به همه ی ما قدرت درک وظیفه مون به بهترین نحو رو عطا کن.
  نظرات ()
شهادت و وظیفه و گوی و میدان نویسنده: صابر طباطبائی یزدی - یکشنبه ٢۳ تیر ،۱۳۸٧

دیدید که وقتی انقلاب شد نصر خدا آمد و نه امام خمینی کاره ای بود و نه مردم. فقط فضل خدا نصیب ایرانی و ایران شد که نصرالله و فتح آمد و مردم را دیدید که داخل شدند در زیر چتر اسلام فوج فوج. فسبحان الله و تعالی گفتیم و خدا را از هر وصفی و تعریفی منزه دانستیم. چند باره تسبیحش کردیم. زیرا او را در این کلام امام علی دیدیم که وقتی او را بپرست که او را لایق عبودیت دیدی و عبدش شو.

مردم امتحان شدند. جنگ آمد سختی آمد تحریم آمد موج تبلیغات آمد که اسلام و مسلمان عقب افتاده و جلو انداختیمش.

الان هم هر سال می گم حمله می کنیم. خب بکنید تا حق اتون رو کف دستتون بذاریم زیرا

١- اگر هر روز صبح عده ای را میبینم که از خواب برمی خیزند و دعای عهد می خوانند و می گویند نراه قریبا. یعنی ما ظهورت را نزدیک می بینیم. و قلبا این را درک کن و به قلبت هر روز بفهمان.

٢-اگر میدانیم که روایات به صراحت نبرد آخرالزمان را موید بودند و این فیلم و فیلم های مرتبط آن را ببین. و این لغات را سرچ کن: خسف بیداء و قتل نفس زکیه و خروج سفیانی و خروج یمانی

  نظرات ()
می گن آمریکا غلطی می تونه بکنه نویسنده: صابر طباطبائی یزدی - یکشنبه ٢۳ تیر ،۱۳۸٧

طلبه ی کارشناسی ارشد دار مومن، که اهل افغانستانه، نباید ایمانش انقدر کم باشه که فکر کنه آمریکا غلطی می تونه بکنه. من وقتی به ایمان خودم مراجعه می کنم نمیگم کم ایمانم به این نتیجه میرسم که بی ایمانم. چون اگه ما تحقیق کردیم و بدون تعصب راه ١۴ معصوم رو حق دیدیم و به قرآن مراجعه کردیم و کلام خدا رو دیدیم و صراط مستقیم رو در هر نمازمون خواستیم و تاریخ انبیا و مخصوصا صدر اسلام رو خوندیم و به قصد عبرت گرفتن پیش رفتیم...

نباید خیال کنیم آمریکا غلطی می تونه بکنه. این حرف خمینی نیست این حرف قرآنه. حرف خداست. این را با تمام وجود و قلبت تحویل بگیر و در قلبت جا بده و به خودن تلقین میت کن که توحید جان کندن می طلبد.

واعبد ربک حتی یاتیک الیقین.

  نظرات ()
مطالب قدیمی تر »
مطالب اخیر کودک صحرا وصال معشوقه و وصال معشوق وصیت نامه ی شهید امیر حاج امینی تبعیض بین شهدا؟ یا احتیاط که شرط عقل است؟ اگر ما لیافت شهادت داشتیم ... سربازی شهادت و وظیفه و گوی و میدان می گن آمریکا غلطی می تونه بکنه فیلمی از راهیان نور شهیدان زنده
کلمات کلیدی وبلاگ شهدا (٤) شهید (۳) جنگ تحمیلی (۳) سلوک (۳) راهیان نور (٢) شهادتین را گفت (٢) وظیفه ی ما (۱) امیر حاج امینی (۱) لیاقت شهادت (۱) تربیات نفس (۱) مقام شهید (۱) غیبت پشت سر شهید (۱) خدایا عاشقم کن (۱) دلیلی نوشتن من (۱) امتحان به اندازه ی ظرفیت (۱) قرب خدا (۱) شهادت (۱) امام حسین (۱) وصیت نامه (۱) سربازی (۱) کربلا (۱) ظهور (۱) رسانه ها (۱) آخرلزمان (۱) محرم (۱) عاشورا (۱) امام زمان (۱) امام خمینی (۱) جنود عقل و جهل (۱)
دوستان من   اخبار فناوری اطلاعات کلوب مدیران و متخصصان شبکه اجتماعی بهشت من