صابر طباطبائی یزدی
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ صابر طباطبائی یزدی
آرشیو وبلاگ
      شهید در آئینه اسلام ()
سربازی نویسنده: صابر طباطبائی یزدی - دوشنبه ۱٥ مهر ،۱۳۸٧
بعد از دانشگاه یا قبل از کار. بعد از دیپلم یا قبل از درگیری های روزمره. در اولین وحله ی زندگی. از خودم می پرسم که خدایا چرا جوون ها در اولین تجربه ی زندگی شون سختی می کشند. بالاخره مجبور می شوند که بروند سربازی. چه با اجبار چه ناچاری. دو سال عمرشون رو از عزیز ترین سال های عمرشون باید بیگاری بکشند. باید مقاوم بشند. چون دفاع یه چیز معقولیه. توی این جنگل اگه بخوای زندگی کنی باید از خودت دفاع کنی تا زیر پای حیوون های دنیا پرست له نشی. پس همه باید آماده باشند. همه ی قشر ها. همه باید تفنگ به دست گرفتن رو بدونند. دفاع از ناموس و مملکت و مردم. اما تاحالا فکر کردی که سربازی نشسته باشه و با خودش خلوت کرده باشه و به این نتیجه رسیده باشه که بقیه ی عمرش هم سرباز باشه و حتی تفنگش هم مال خودش نباشه. جایی که می خوابه هم مال خوش نیست. دنبال جمع کردن نیست. دنبال وظیفه و خدمت هست. به فکر جمع کردن مال و منال و خونه و ماشین و قسط نیست. شاید با ماهی 20 هزار تومن زندگی می کنه. اما همین آدم میاد و توی جامعه به 500 تومن هم راضی نیست و اون هم به درک. حاضره برای یه پراید دو میلیونی 7 میلیون وام عوضش بده. اما حاضر نیست به همین اندازه انفاق کنه. از انسان در عجبم. که می گه و عظمت گفته رو هم درک می کنه و نمی تونه عمل کنه. خدایا به همه ی ما قدرت درک وظیفه مون به بهترین نحو رو عطا کن.
  نظرات ()
شهادت و وظیفه و گوی و میدان نویسنده: صابر طباطبائی یزدی - یکشنبه ٢۳ تیر ،۱۳۸٧

دیدید که وقتی انقلاب شد نصر خدا آمد و نه امام خمینی کاره ای بود و نه مردم. فقط فضل خدا نصیب ایرانی و ایران شد که نصرالله و فتح آمد و مردم را دیدید که داخل شدند در زیر چتر اسلام فوج فوج. فسبحان الله و تعالی گفتیم و خدا را از هر وصفی و تعریفی منزه دانستیم. چند باره تسبیحش کردیم. زیرا او را در این کلام امام علی دیدیم که وقتی او را بپرست که او را لایق عبودیت دیدی و عبدش شو.

مردم امتحان شدند. جنگ آمد سختی آمد تحریم آمد موج تبلیغات آمد که اسلام و مسلمان عقب افتاده و جلو انداختیمش.

الان هم هر سال می گم حمله می کنیم. خب بکنید تا حق اتون رو کف دستتون بذاریم زیرا

١- اگر هر روز صبح عده ای را میبینم که از خواب برمی خیزند و دعای عهد می خوانند و می گویند نراه قریبا. یعنی ما ظهورت را نزدیک می بینیم. و قلبا این را درک کن و به قلبت هر روز بفهمان.

٢-اگر میدانیم که روایات به صراحت نبرد آخرالزمان را موید بودند و این فیلم و فیلم های مرتبط آن را ببین. و این لغات را سرچ کن: خسف بیداء و قتل نفس زکیه و خروج سفیانی و خروج یمانی

  نظرات ()
می گن آمریکا غلطی می تونه بکنه نویسنده: صابر طباطبائی یزدی - یکشنبه ٢۳ تیر ،۱۳۸٧

طلبه ی کارشناسی ارشد دار مومن، که اهل افغانستانه، نباید ایمانش انقدر کم باشه که فکر کنه آمریکا غلطی می تونه بکنه. من وقتی به ایمان خودم مراجعه می کنم نمیگم کم ایمانم به این نتیجه میرسم که بی ایمانم. چون اگه ما تحقیق کردیم و بدون تعصب راه ١۴ معصوم رو حق دیدیم و به قرآن مراجعه کردیم و کلام خدا رو دیدیم و صراط مستقیم رو در هر نمازمون خواستیم و تاریخ انبیا و مخصوصا صدر اسلام رو خوندیم و به قصد عبرت گرفتن پیش رفتیم...

نباید خیال کنیم آمریکا غلطی می تونه بکنه. این حرف خمینی نیست این حرف قرآنه. حرف خداست. این را با تمام وجود و قلبت تحویل بگیر و در قلبت جا بده و به خودن تلقین میت کن که توحید جان کندن می طلبد.

واعبد ربک حتی یاتیک الیقین.

  نظرات ()
فیلمی از راهیان نور نویسنده: صابر طباطبائی یزدی - شنبه ۱٥ تیر ،۱۳۸٧

حاج آقا تهرانی توی این فیلم ها برای یک دختر خارجی شهادتین رو القا می کنند و ایشون مسلمان شیعه می شوند.

  نظرات ()
شهیدان زنده نویسنده: صابر طباطبائی یزدی - سه‌شنبه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳۸٧

   جوونای ما یه عده  ایشون تشنه ی معارف توحیدی هستند. اسلام کارش ساختن انسان هایی دلباخته به معشوق اصلی است یعنی همون خدای متعال.
   وقتی جملات این جوونا رو در وبلاگ هاشون می خونی امکان نداره یاد آیه ای از قرآن یا وصیت نامه و حرف های یک شهید (مجاهد فی سبیل الله) نیافتی. شهید چمران دکترای علوم فیزیک کوآنتوم. مردی که قرآن و کلام خدا وسیله ای شد تا خدا او را بسازد. خدا بر قلب بندگانش حکومت می کند تا حکومت خدا بر زمین ملموس شود و صبغه ی خلیفه اللهی انسان نیز روشن تر از قبل شود. شهید نمونه ی واقعی یک خلیفه و قائم مقام الهی است.
   وبلاگی رو می خوندم که من رو به یاد آخرین نوشته ی شهید چمران انداخت. و این لحظات پایانی رقص من در برابر شیطان باید زیبا باشد. یک عمر شهیدی این اراده را کرد تا ثابت کند که واعبد ربک حتی یاتیک الیقین بوقوع بپیوندد.
   جمله ی او رو ببینید: ؛دلم میخواد قصه ی تو، بخوبی شروع بشه بخوبی به اوج برسه و بخوبی تموم بشه،اما ؛ دبقیه رو از وبلاگ خودش بخوانید.

  نظرات ()
نتیجه ی سفر من به راهیان نور نویسنده: صابر طباطبائی یزدی - سه‌شنبه ۱۳ فروردین ،۱۳۸٧
قافله ی خمینی روزی آنجا بوده است و ما دیر رسیده ایم. نخیر این مطلب درست است که ما به فیض شهادت نرسیده ایم اما این را خدا خواسته است که ما بعد از آنها بیاییم و درس بگیریم و کاری را که به سختی آنها کردند ما ادامه دادنش را بر عهده بگیریم.

آنها با سن و سال کمشان، کاری کردند که ما چنان پشت پا زدن به دنیایی را از پیر هایمان سراغ نداریم تنها راه این است که از همین سن و سال ها جوانان شروع به تزکیه کرده باشند. شناخت درست راه امام حسین به آنها این مطلب را فهماند که نهی از منکر همیشه زنده است و تنها راه وصل شهادت است. بعضی ماندند و کار های پشت جبهه و دنیایی آنها را به دام انداخت که آن کار های کوچک بواسطه ی نرفتن به جبهه و خودسازی و سلوک و بعد از جنگ، یقینا برای کسی که فریضه اش جنگیدن است، ناممکن است زیرا صلب توفیق در این موقع پیش میاید زیرا توفیق را به کسی هدیه می دهند که وظیفه اش را به موقع شناخت و به موقع انجام داد. مثل یاران امام حسین در مسیر کربلا. پس بدون انجام وظیفه ها نمی توان راه را پله پله طی کرد بلکه درجا خواهیم زد و بلکه بدتر از آن. مگر اینکه عذر شرعی داشته باشیم و از مرجع اجازه بگیریم وگر نه اگر خودمان تصمیم بگیریم حتما دچار اشتباه و تسویل می شویم و خود را توجیهی شیطانی خواهیم کرد.


ادامه مطلب ...
  نظرات ()
سفر ما با راهیان نور 86 نویسنده: صابر طباطبائی یزدی - سه‌شنبه ۱۳ فروردین ،۱۳۸٧
سفر به مشهد ها و قتلگاه ها1)         دوکوهه:?         پادگانی و حسینیه ای و نماز ها و وضو ها و نیرو گرفتن ها و دسته و تیپ شدن ها2)          ستاد راهیان نور شهید آوینی مقر بیمارستان امام علی (ع)3)         اروند رود و فاو:?         پل و آسمان و رودخانه و غواصی و خطرات4)         شلمچه:?         دشتی ساکت اما شنیدنی5)         طلائیه:?         گودی قتلگاه – سه راهی شهادت6)          پادگان ?           مانور – صیجگاه - پرچم سید الشهدا7)         هویزه:?         مقبره ی شهدا8)         مسجد جامع:?         سنگر سنگر ها9)         فکه10)     چزابه11)     دهلاویه12)     شوش دانیال13)     مشهد اردهال
  نظرات ()
شهید ادامه ی تکاملش کجاست. نویسنده: صابر طباطبائی یزدی - یکشنبه ۱۱ فروردین ،۱۳۸٧

براستی از مدتی که با شهدا در اردوی راهیان نور آشنا شدم٬ درد دل هایم درباره ی آنها بیشتر شده است٬ احساس می کنم همت را بیشتر در دلم راه می دهم. راستی تا بحال این من بودم که آنها را راه نمی دادم و آنها بودند و من از آنها استفاده نمی کردم خدایا مرا از نعمت هایی که از آنان غافل بودم در امان دار و غفلت هایم با ببخش.
آوینی٬ چمران٬ همت٬ گمنام ها٬ امام٬ بیشتر در نظرم می آیند٬ حتی دیگر وقتی به سخنرانی های دکتر حسن رحیم پور ازغدی گوش می دهم باز هم آنان را میابم. خدایا من به تمام این کلمات محجوب بودم٬ مرا از هر آنچه که در حجاب آنها هستم رها کن و تخرق ابصار القلوب حجب النور.
ازغدی جان می گفت: تنها سوال فلان شهید در جبهه که با هم بودیم این مساله بود که ادامه ی حیات طیبه ی شهید برای شاخ و برگ دادن و که فرعها فی السماء کجاست. و خود ازدی جان می گفت که من اتفاقا یادم بود و به ایشان گفتم که حدیثی هست که ...


ادامه مطلب ...
  نظرات ()
« مطالب جدیدتر
مطالب اخیر وصبت نامه شهدا. هوشمندی کوفیان ایثار وقتی محقق می شود کودک صحرا وصال معشوقه و وصال معشوق وصیت نامه ی شهید امیر حاج امینی تبعیض بین شهدا؟ یا احتیاط که شرط عقل است؟ اگر ما لیافت شهادت داشتیم ... سربازی شهادت و وظیفه و گوی و میدان
کلمات کلیدی وبلاگ شهدا (٥) شهید (٤) سلوک (۳) جنگ تحمیلی (۳) راهیان نور (٢) وصیت نامه (٢) شهادتین را گفت (٢) وظیفه ی ما (۱) امیر حاج امینی (۱) لیاقت شهادت (۱) تربیات نفس (۱) لقمه حلال (۱) اندروید (۱) مقام شهید (۱) غیبت پشت سر شهید (۱) خدایا عاشقم کن (۱) دلیلی نوشتن من (۱) امتحان به اندازه ی ظرفیت (۱) قرب خدا (۱) عین الیقین (۱) خود را مبرا ندان (۱) عاقبت للمتقین (۱) پدر (۱) سربازی (۱) کربلا (۱) ظهور (۱) شهادت (۱) امام حسین (۱) محرم (۱) عاشورا (۱) ایده (۱) توهم (۱) امام زمان (۱) امام خمینی (۱) جهل مرکب (۱) جنود عقل و جهل (۱) رسانه ها (۱) آخرلزمان (۱)
دوستان من   پرتال زیگور طراح قالب